پویانپویان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

پویان

پویان اوف شد

1394/2/23 11:13
نویسنده : فروغ
136 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

من خیلی وقته نتونستم سر بزنم به وبلاگت مامانی  روز جمعه 18 اردیبهشت حوالی ساعت 10:30 قرار شد باب بابایی بری پارک از اول هفته بهت قول داده بودم! خلاصه من طبق معمول آشپزخونه بودم یهو صدای گریه ات و شنیدم بابات خیلی خونسرد تو رو بغل کرد من بدو بدو اومدم دیدم سرت خون میادگریه

بدو بدو رفتم دستمال کاغذی اوردم و بانداژ و بتادین بعد شروع کردم گریه کردن! تو اون صندلی بادی بنفش ات و وارونه کرده بودی و اورده بودی کنار حموم روش بپر بپر میکردی که افتادی پشت سرت خورد به تیزی کنج دیوارخطا

خلاصه شربت بهت دام و یه کم گریه ات تموم شد! اومدیم موهاتو کمی با قیچی کوتاه کردیم بابا آیدین گفت شکاف سرت بزرگه! منم هوری دلم ریخت و گفتم پاشو بریم بیمارستان! خلاصه بردیمت بیمارستان و واست پانسمان کردن و یه کلاه توری (سرجی فیکس) گذاشتن سرت ! کنار داروخونه داشتیم دارو میخریدیم که تو یه اسباب بازی فروشی دیدی و گفتی کامنه (کامیون)می خوای منم به بابایی گفتم حالا که پسرم اوخ شده سرش برا دلجویی واسش یه کامیون بخر!راضی

بابیی برات یه بلدزر بزرگ قدرتی خرید!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پویان می باشد